شهمردان بن أبى الخير رازى

18

روضة المنجمين ( فارسى )

باب اوّل : دانستن حروف جمل و وضع او ترتيب حساب جمل از يك بيت است . ابجد ، هوز ، حطى ، كلمن ، سعفص ، قرشت ، ثخذ ، ضظغ . و وضع اين چنانست كى از آحاد تا عشرات رود از آن سپس از عشرات تا مائين و از مائين تا الوف چنانك درين جدول بنهاديم و رسم نبشتن اين حروف چنانست كى جيم را دنبال نكنند برين صورت حتا از ح ديذارى بوذ . و نون را نشانى در آخر بپيوندند ( 17 ) برين مثال نه تا از ز ديذارى بوذ و نقطه بر سر نهند تا مشتبه نگردذ . و يا ، از پس باز نويسند برين شكل - ) و رسم چنانست كى هر عددى كى بيشتر بوذ از پيش نهند و كمتر از پس ، چنانك بلفظ پارسى معتادست . مثالش هزار و تيرست و چهل و پنج [ برين گونه ] غشمه غ هزار ش تيرست م چهل ه پنج ، و اگر هزارگان گردذ آحاد [ را ] پيش از هزار بايذ نبشتن ، تا معلوم بوذكى تقديم آحاد بر الوف سببى راست . مثالش : پنج هزار و ده هغى و اگر مرتبه از يك هزار بيفزايد بعدد الوف آحاد با عشرات بپيش بايذ نهادن برين صورت صذ و بيست و پنج هزار قكهغ و از بهر آن اين حروف را خطى زبر بكشند تا از نبشته پيذا بوذ و دانندكى حروف حساب است نه خواندنى ، و اندر تقويم تا س بيشتر به كار نيايذ عدد دقايق ، و در عملهاى نجومى از حلّ زيج بيشتر از شش نيايذ عدد درجات فلك ، لكن ما اينجا تمام ياذ كرديم .